گزارش خطا در معنی کلمه 'eviction'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: اخراج‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: خلع‌ ید

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. illegal, unlawful He claimed damages for unlawful eviction. | forcible VERB + EVICTION be threatened with, face | resist EVICTION + NOUN notice, order, warrant PREP. ~ from They are facing eviction from their home.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :