ذبح کردن ـ ذبح

zebh, ~ kardan


english

1 Law:: slaughter,

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

2 Law:: slaughtered animal

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه


معنی کلمه ذبح کردن ـ ذبح ، معنی اصطلاح ذبح کردن ـ ذبح ، به ذبح کردن ـ ذبح چی می گن؟ ، ذبح کردن ـ ذبح چی می شه؟، واژه ذبح کردن ـ ذبح ، معادل ذبح کردن ـ ذبح ، ذبح کردن ـ ذبح synonym , ذبح کردن ـ ذبح definition , ذبح کردن ـ ذبح meaning
زمان تصویر سازی: 0 میلی ثانیه , زمان پردازش: 462 میلی ثانیه.