شاخص

šâxes


english

1 general:: point of reference, indicator, Index

worldtranslators.net

2 Law:: ■ n indicator ■ adj prominent; notable; eminent; outstanding; signal; striking; salient; noticeable; obvious; marked

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه


معنی کلمه شاخص ، معنی اصطلاح شاخص ، به شاخص چی می گن؟ ، شاخص چی می شه؟، واژه شاخص ، معادل شاخص ، شاخص synonym , شاخص definition , شاخص meaning
زمان تصویر سازی: 0 میلی ثانیه , زمان پردازش: 464 میلی ثانیه.
بنر موبایل