گزارش خطا در معنی کلمه 'thank you'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: مرحمت‌ سركارزیاد

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

2 عمومی:: سپاس‌گزارم‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

3 عمومی:: لط‌ف‌سركار زیاد

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

4 عمومی:: متشكر

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

english

1 general::   noun ADJ. big, special | polite VERB + THANK YOU give, say He didn't even say thank you. We said our thank yous and goodbyes to the hosts and went to catch a cab. | get THANK YOU + NOUN letter, present PREP. ~ for She got a special thank you for all her hard work. | ~ to a big thank you to the hospital staff

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: Phrase(s): Thank you. I am grateful to you and offer you my thanks. • Bill: Here, have some more cake. Bob: Thank you. • John: Your hair looks nice. Mary: Thank you.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :