گزارش خطا در معنی کلمه 'throw back to'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): throw something back to someone 1. Lit. to return something to someone by throwing. • Liz threw the ball back to Kelly. • She threw back the ball. 2. Fig. to return a problem to someone. • I can’t do anything about this. I’ll throw it back to Roger. • Karen threw back the problem to Roger, who had caused it.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :