گزارش خطا در معنی کلمه 'throw down'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: رد كردن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: سبب‌ افتادن‌ شدن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: ط‌رد كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): throw something down to cast something down onto the ground; to cast something to a lower level. • Dave took one look at the box and threw it down. • He threw down the box.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

2 general:: Phrase(s): throw something down something to hurl something downward through something, such as a stairway, a duct, a drain, a hole. • Max threw the weapon down the storm sewer. • Someone threw the bucket down the well.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :