گزارش خطا در معنی کلمه 'thwart'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: خنثی‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بی‌ نتیجه‌ گذاردن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: عقیم‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: حائل‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb prevent the occurrence or attainment: They shall thwart her plans by trickery.

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. easily | constantly Plans to expand the company have been constantly thwarted. VERB + THWART attempt to, try to PREP. in They were thwarted in their attempt to gain overall control of the company.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :