گزارش خطا در معنی کلمه 'touched'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general::   adj. VERBS be, feel, look, seem ADV. deeply, greatly, really, very | quite, rather PREP. by We were deeply touched by your concern.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: Phrase(s): touched (in the head) Rur. crazy. • Sometimes Bob acts like he’s touched in the head. • In fact, I thought he was touched.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :