گزارش خطا در معنی کلمه 'tragic'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: حزن‌ انگیز

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: فجیع‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: غم‌ انگیز

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: محزون‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be, seem ADV. genuinely, particularly, really, terribly, very a genuinely tragic figure in the play | almost | quite, rather a rather tragic story

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: adj. disastrous: Her death was a tragic loss.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :