گزارش خطا در معنی کلمه 'bring forth'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ثمر اوردن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بارور شدن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): bring someone or something forth to present or produce someone or something. • Bring the roast turkey forth! • Bring forth the roast turkey!

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

2 general:: 1. Give rise to, introduce. For example, I may be new, but I can still bring forth any proposals I consider necessary. [c. 1200] 2. Give birth; see under BRING INTO THE WORLD.

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :