گزارش خطا در معنی کلمه 'bring into contact with'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): bring someone or something into contact with someone or something to cause things or people to touch or associate with one another. • She hasn’t been the same since I brought her into contact with the child who had chicken pox. • Don’t bring your hand in contact with the poison ivy. • Don’t bring him into contact with Fred.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :