گزارش خطا در معنی کلمه 'viability'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 حسابداری و مالی:: ماندگاری

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 زیست شناسی:: زنده‌مانی

واژگان شبکه مترجمین ایران

3 مهندسی پزشکی:: پایداری

واژگان شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: امکانپذیری

واژگان شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: قابلیت‌ زیستن‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: زیست‌ پذیری‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. continued, continuing, future, long-term She is very negative about the long-term viability of the project. | commercial, economic, financial, political VERB + VIABILITY assess, explore, investigate, test | prove Once the railways had proved their viability expansion was rapid. | ensure | maintain, preserve, safeguard measures to preserve the viability of small businesses | improve | doubt, question The company has questioned the commercial viability of the mine. | threaten, undermine

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :