گزارش خطا در معنی کلمه 'vibrate'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ارتعاش‌ داشتن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: نوسان‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: جنبیدن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: لرزیدن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تكان‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   verb ADV. gently VERB + VIBRATE seem to PREP. through The thuds vibrated through the car. | with The atmosphere seemed to vibrate with tension.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :