گزارش خطا در معنی کلمه 'vicious'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: تباهكار

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: نادرست‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: شرور

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: بدسگال‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: بدط‌ینت‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: شریر

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: بدكار

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: فاسد

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be, look, sound | become, get, turn The computer wars are going to get vicious over the next few years. ADV. particularly, truly, very a particularly vicious and brutal crime | increasingly | rather

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: adj. savage: It was a vicious dog. adj. malicious: He was known as a vicious man.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :