گزارش خطا در معنی کلمه 'victor'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: پیروز

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: قهرمان‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: فاتح‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: برنده‌ مسابقه‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. clear, runaway | worthy VERB + VICTOR be, emerge (as) The team emerged as worthy victors. PREP. ~ over The French pair fought back to finish two sets to one victors over the Williams sisters.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: see TO THE VICTOR BELONG THE SPOILS.

American Heritage Idioms

3 general:: noun winner: To the victor goes the prize.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :