گزارش خطا در معنی کلمه 'vie'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: رقیب‌ شدن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: رقابت‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: هم‌ چشمی‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): vie (with someone) (for someone or something) [and] vie (with someone) (over someone or something) to compete or contend with someone for someone or something. • They vied with each other for Mary’s favor. • I really don’t want to have to vie with Randy for recognition.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :