گزارش خطا در معنی کلمه 'vigorous'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: قوی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پرزور

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: شدید

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: نیرومند

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: زورمند

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. robust: The plant had vigorous growth.

Simple Definitions

2 general::   adj. VERBS be | become ADV. extremely, very leading a very vigorous campaign to get the chairman removed | quite taking some quite vigorous exercise | enough, sufficiently PREP. in The group is not vigorous enough in its opposition to the proposals.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :