گزارش خطا در معنی کلمه 'wilt'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: خم‌شدن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پلاسیده‌و پژمرده‌ شدن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   verb ADV. visibly VERB + WILT begin to Some of the leaves were beginning to wilt. PREP. in The plants will wilt in direct sunlight. | under By half-time, the team was wilting under the pressure. | with The passengers were visibly wilting with the heat and movement of the bus.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :