گزارش خطا در معنی کلمه 'yearn'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: مشتاق‌ بودن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: اشتیاق‌ داشتن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: ارزو كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb want: I yearn to visit my home town.

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. secretly | still PREP. after He still yearned after her, even after all these years. | for She yearned for children of her own.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :