گزارش خطا در معنی کلمه 'yell'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: نعره‌ كشیدن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: فریاد زدن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: صدا

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: هلهله‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: نعره‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   verb ADV. loudly | furiously, hysterically | almost | back, out She yelled back at me to mind my own business. VERB + YELL hear sb PREP. at He yelled at me furiously. | for yelling for help | in She yelled in pain as she touched the hot iron. | with The children were yelling with laughter.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: verb shouted: He yelled at us to come down.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :