گزارش خطا در معنی کلمه 'ابداع کردن ـ ابداع'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: (intransitive or passive infinitive : ابداع شدن ) • (fiqh) innovate, innovating, innovation (specif) introduce, ~ing; pass, ~ing sth (and esp an allegedly corrupt idea or doctrine, etc) off as being consistent with the tenets of Islam

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :