گزارش خطا در معنی کلمه 'ابزار'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: instrument

transnet.ir

2 general:: tool

transnet.ir

3 general:: spices

transnet.ir

4 Poultry Terminology:: toolkit

واژگان شبکه مترجمین ایران

5 Law:: tool(s) (literally and figuratively) (a scholar’s books are his books( (words are the tools with which men think( (respected advertising as an indispensable tool of business( (he was a mere tool in the hands of the dictator( ● instrument (lit and fig) ● utensil; implement; device; apparatus; (any simple and especially manually operated) machine

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :