گزارش خطا در معنی کلمه 'بدون واسطه'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: 1. a. (of negotiations, talks) direct : marked by absence of an intervening agency, instrumentality, or influence – in this sense in Persian also مستقيم - b. (of transactions, business dealings) without the involvement or mediation of an agent; c. (of a lease or sale, esp of landed property) by owner; without the mediation of a real estate agent 2. simpliciter : a. in or by itself : simply b. chiefly Scots law : of its own nature; unqualifiedly; unconditionally

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :