گزارش خطا در معنی کلمه 'برقرار شدن'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: (be, being, having been, to have been) restored, established

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

2 Law:: (of contacts of all kinds including telegraphic, mail, email or personal contacts) (be, etc) established

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :