گزارش خطا در معنی کلمه 'بنا بر مقتضیات'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: (in Persian, more often with reference to a past, and somewhat less often, with reference to a future action or course of action, decision, etc) 1. according to circumstance; as the circumstance or occasion warranted or may or will warrant; as dictated by the circumstance 2. done, or to be done, adopted, or to be adopted in response to the particular dictates of the circumstance or occasion; as the circumstances demand / will demand / demanded; consistent with the demands of the circumstances

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :