گزارش خطا در معنی کلمه 'تسلیم کردن ـ تسلیم'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: • surrender (n, v), ~ing • submit, ~ing, submission • commit, ~tin, ~tal, ~ment • render, ~ing (often with up) • consign (also سپردن ) • tender : 1. to proffer in satisfaction of an obligation or condition arising from a relationship between parties 2. to present for acceptance; offer freely: proffer - in Persian ارائه كردن and دادن ) • betray : to deliver into the hands of an enemy by treachery or fraud in violation of trust

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :