گزارش خطا در معنی کلمه 'تعدد ازواج'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: and تعدد زوجات 1. polygamy (: the state or practice of having two or more wives, husbands or mates at the same time); pluural marriage; Mormon marriages (ie plurality of wives); bigamy (: a. (in Muslim societies) the practice of having two wives at the same time b. (in non-Muslim societies) the criminal offense of marrying a second time while a previous marriage is still legally in effect)

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :