گزارش خطا در معنی کلمه 'رعایت کردن ـ رعایت'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: (intransitive or possessive form : رعايت شدن : be, to be, being, to have been, having been + pp) consider, ~ing • regard, ~ing • comply, ~ing (with) • respect, ~ing • obey, ~ing • go, or observe (the rules) • conform, conforming, conformity, conformance (to sth / with sth) • follow : to act in accordance with • observe, observing • abide by (rules, regulations, agreement)

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :