گزارش خطا در معنی کلمه 'clang'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: صدای‌ بهم‌ خوردن‌ اسلحه‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: صدای شیپور

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: صدای‌ شیپور

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: صدای‌ جرنگ‌ جرنگ‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. loud | metallic VERB + CLANG give, let out | hear PREP. with a ~ The door shut with a loud clang. | ~ of PHRASES the clang of metalSOUND

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: verb loud metallic sound: The cell door clanged shut. noun loud metallic sound: I heard a clang when the cabinet fell.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :