گزارش خطا در معنی کلمه 'clap'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: صدای ناگهانی

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: صدای‌ ناگهانی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: كف‌ زدن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: صدای دست زدن

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: دست زدن

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: صدای‌ دست‌ زدن‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: ترق‌ تراق‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: کف زدن

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun explosive noise: They heard a loud clap of thunder. verb applauded: The crowd clapped for the speaker.

Simple Definitions

2 general::   noun ADJ. big VERB + CLAP give sb PREP. ~ for A big clap for our last contestant!

Oxford Collocations Dictionary

3 general::   verb ADV. enthusiastically, loudly The audience clapped enthusiastically.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :