گزارش خطا در معنی کلمه 'classification'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: رده‌بندی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: رده‌ بندی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: زینه بندی

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: طبقه بندی

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: رده بندی

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: عمل‌ دسته‌ بندی‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: كلاس‌بندی

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: دسته بندی

شبکه مترجمین ایران

9 عمومی:: ط‌بقه‌بندی‌

شبکه مترجمین ایران

10 عمومی:: طبقه‌ بندی

شبکه مترجمین ایران

11 عمومی:: طبقه ‌بندی

شبکه مترجمین ایران

12 مهندسی صنایع:: طبقه‌بندی

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. broad | detailed | simple | higher, lower The rooms are of the standard expected from a hotel in a higher classification. | arbitrary | social | security a document with the security classification ‘confidential’ VERB + CLASSIFICATION defy a style of dancing that defies classification CLASSIFICATION + NOUN system PREP. ~ into the broad classification of music into classical and pop PHRASES a system of classification

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :