گزارش خطا در معنی کلمه 'clean house'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: 1. Wipe out corruption or inefficiency, as in It's time the Republican Party cleaned house. This usage is most often applied to an organization. [Slang; c. 1900] 2. Punish, give a beating, as in Whenever he was drunk he threatened to clean house on one and all. [Slang; c. 1900]

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :