گزارش خطا در معنی کلمه 'clear the table'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): clear the table to remove the dishes and other eating utensils from the table after a meal. (Compare this with set the table.) • Will you please help clear the table? • After you clear the table, we’ll play cards.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

2 general:: see CLEAR OUT, def. 1.

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :