گزارش خطا در معنی کلمه 'cloak'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: رداء

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ردا

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: عبا

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: درلفافه‌ پیچیدن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: جبه‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: خرقه‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: پنهان‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: جبه

شبکه مترجمین ایران

9 تاریخ:: شنل

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. heavy | hooded VERB + CLOAK be wrapped in | drape, throw She threw a heavy woollen cloak over her shoulders. | draw, pull, wrap He pulled his cloak tightly around himself. | throw off CLOAK + VERB flow, fly, sweep, swirl a flowing black cloak She stormed off, her cloak flying behind her.CLOTHES

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun coat: Her cloak was a warm one. verb hidden: It was cloaked in secrecy.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :