گزارش خطا در معنی کلمه 'clout'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: وصله‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پارچه‌ كهنه‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: چرم‌ یا پارچه‌ مندرس‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: زدن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. considerable, enormous a politician with enormous clout | economic, financial, political the growing political clout of the army VERB + CLOUT carry, have, wield He has a lot of clout within the party. | exercise, use The companies used their clout to influence the policy.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :