گزارش خطا در معنی کلمه 'adolescent'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: رشید

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بالغ‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: نوجوان‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: جوان‌

شبکه مترجمین ایران

5 روان شناسی و مشاوره:: نوجوان

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. young | spotty | awkward, disturbed

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun not reached full maturity: Although married she was still an adolescent.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :