گزارش خطا در معنی کلمه 'cold cash'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Also, hard cash. Actual currency (bills and coins); money immediately available, paid at the time of a purchase. For example, Will you lower the price if I pay in cold cash instead of using a credit card? or We have only a limited amount of hard cash? the rest is in accounts receivable. [First half of 1900s]

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :