گزارش خطا در معنی کلمه 'come into existence'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 فلسفه:: به اگزیستانس آمدن

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): come into existence to begin existence; to begin to be. • This country came into existence in the early part of the fifteenth century. • When did this little town come into existence?

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :