گزارش خطا در معنی کلمه 'کسر'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: fraction

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

2 Law:: deduction (he made three deductions before paying the bill( (deduction of legitimate business expenses(

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

3 Law:: recoupment : 1. an act or an instance of recovering something, esp money, that was once owned. 2. an act or an instance of withholding, for equitable reasons, something that is due. 3. reduction of a plaintiff’s damages because of the plaintiff’s failure to perform an obligation under the transaction that is the subject of a lawsuit. Cf. set-off

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :