گزارش خطا در معنی کلمه 'come round'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: (زع‌) بهوش‌ امدن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بازگشتن‌ وبحال‌ اول‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: شفا یافتن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): come (a)round 1. finally to agree or consent (to something). • I thought he’d never agree, but in the end he came around. • She came round only after we argued for an hour. 2. to return to consciousness; to wake up. • He came around after we threw cold water in his face. • The boxer was knocked out, but came round in a few seconds.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

2 general:: see COME AROUND.

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :