گزارش خطا در معنی کلمه 'come to a standstill'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): come to a standstill [for something] to slow down and finally stop; to stop completely. (Usually refers to something that is progressing, such as work, traffic, negotiations.) • As the strike began, the production line came to a standstill. • At the height of rush hour, traffic comes to a standstill.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :