گزارش خطا در معنی کلمه 'comic'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: وابسته‌ به‌ كمدی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: خنده‌ دار

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مضحك‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be ADV. richly, truly, wonderfully Many of the scenes in the book are richly comic. | almost | faintly, mildly, slightly | blackly, grotesquely a blackly comic futuristic fantasy

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun comedian: They had a comic for our entertainment.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :