گزارش خطا در معنی کلمه 'مانع طرح ادعا'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: A legally imposed bar resulting from one’s own conduct and precluding any denial or assertion regarding a fact.

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

2 Law:: A doctrine that prevents a person from adopting an inconsistent position, attitude, or action if it will result in injury to another

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :