گزارش خطا در معنی کلمه 'متعلقات'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: appurtenances : something that belongs or is attached to something else (the garden is an appurtenance to the landt things appurtenant

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

2 Law:: a. one’s immediate family b. one’s household

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

3 Law:: possessions; corporeal possessions; personal effects or property; things personal; belongings

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :