گزارش خطا در معنی کلمه 'متعهدکردن ساختن'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: vt, transitive form of متعهد شدن which see above – to compel s.o. to undertake something, or sometimes to make him agree not to do something, by moral, intellectual, or lawful means – obligate : to bind legally or morally : constrain; engage; commit (in corporate law [buy-sell agreement is] a share transfer restriction that commits the shareholder to sell, and the corporation or other shareholders to buy, the shareholder’s shares at a fixed price when a specified event occurs – Bt

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :