گزارش خطا در معنی کلمه 'مدعی ـ مدعا'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: an act or instance of contending

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

2 Law:: a point advanced or maintained in a debate or argument ● allegation :

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

3 Law:: the act of alleging

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

4 Law:: a positive assertion; specifically : a statement by a party to a legal action of what the party undertakes to prove

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

5 Law:: an assertion unsupported and by implication regarded as unsupportable (vague allegations of misconductn ● pretension (to sth / doing sth, in Persian in nonlegal senses more commonly ادعا, in legal contexts both ادعا and مدعا) :

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

6 Law:: an allegation of doubtful value : pretext

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

7 Law:: a claim or an effort to establish a claim

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

8 Law:: a claim or right to attention or honor because of merit (Constitutions of Clarendon – Their object was to limit the pretensions of the clergy within the realm – JBS

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :