گزارش خطا در معنی کلمه 'مغایر'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: contradictory

transnet.ir

2 general:: contrary

transnet.ir

3 general:: contrary to

transnet.ir

4 Law:: incompatible (with); not compatible (with) (prejudice is not incompatible with true religionp ● inconsistent election of remedies is (2) the affirmative defense barring a litigant from pursuing a remedy inconsistent with another remedy already pursued, when that other remedy has given the litigant an advantage over, or has damaged, the opposing party; this doctrine has largely fallen into disrepute and is now rarely applied – BB

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

5 Law:: (esp of accounts) having or showing discrepancy

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :