گزارش خطا در معنی کلمه 'مغبون شدن'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 Law:: vi, intransitive or passive infinitive form of مغبون كردن (be, to be, being, having been, to have been + ) cheated, taken in, let in (for), having suffered a loss because one did not receive a full equivalent for what he gave in a usually commutative contract, etc (in its intransitive or passive form not necessarily as the result of fraud) – See also غبن and the following entry.

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :