گزارش خطا در معنی کلمه 'مفسد'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: seditious

transnet.ir

2 general:: mischievous

transnet.ir

3 Law:: lit one who regularly encourages and promotes loose morals, corruption, perversion or sedition in the society

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

4 Law:: a person with loose morals continually engaging in corrupt or seditious acts ■ adj corrupt; perverted; depraved; perverse; immoral – see also مفسد‌في‌الارض below

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :