گزارش خطا در معنی کلمه 'congestion'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 پزشکی:: اختناق

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ازدحام‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: انبوهی‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: گرفتگی‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تراکم خودرو

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: تراكم‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: (ط‌ب‌) جمع‌ شدن‌ خون‌ یا اخلاط‌

شبکه مترجمین ایران

8 گردشگری:: ازدحام

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. serious, severe | increased, increasing | road, traffic Parking near the school causes severe traffic congestion. | nasal VERB + CONGESTION cause, lead to | avoid, ease, reduce, relieve measures to ease the increasing congestion in the centre of London | increase

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun overcrowded; overfilled: The congestion in Beijing is heavy.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :